جاووب با نومای سولایمون لویق
لائق شیرعلی
بوکام از تورکونی تیراندوز نهست, تاعنای تیرووارونام مهکوشاد. هوفیز
از جالولوبود وماد نوماات,
خوندامو وشوفتاتار شود خوتیرام.
از پولیچارخی, کی یود وواردای,
چارخ زاد چون چارخی سارگاردون سارام.
دار پولیچارخی بیچارخیدی باسه,
تو مابودو چارخی فاردو بیشکاناد.
تو مابودو ون پولی مههرو وافو
باینی داریوهوی دیلهو بیشکاناد.
زیندا بود ون سواتی فارخوندافول,
چارخی واهشات دار پولیچارخی شیکاست.
زونارو چون ریشای جونی امین
ینقیلوبی ساور از پویات گوساست.
از پولیچارخی نامهراستهد اگار
هام تووو هام میسلی تو ماردونی رود,
بوزپاس مهگاشت چارخی ینقیلوب,
بوزپاس مهگاشت چارخی ادلو دود.
ون تو بودیوو چو تو رازمووارون,
ک-از سادوقات بار واتان جون بوختهد.
زیددی بهیمونیی ولی امین
یاک جاهونی نوری یمون سوختهد.
ین تویوو میسلی تو ماردونی مارد,
ک-از شومو بوقیست فاردو زینداگی.
راوزه از خونی شومو چون لولاهو
گول کوناد دار داشتی مارگو زینداگی!
غام ماخور از تاعنای تیرووارون,
چون توی هامداوشی کاوهی تیرباند.
بیمی نوپوکونی پوکیستون ماکون,
پوک خوهاد بود وبی هیرماند.
مو الایهی ون هاما تیرووارون
بو شومو هامجابهاوو هامسانگارهم.
دار دیفوی ساوری داورونوفارین
سیناهوی خود سیپار مهووارهم!
از جالولوبود وماد نوماات,
از دوشانبه مهراساد پایغومی مان.
زیندا بوش اندار پانوهی ینقیلوب,
وهانینجون – شویری هامنومی مان!
1978
- ژانر
- شعر
- سال
- 1978 (تقریبی)
چاپها
- 2001کوللییوتی اشعورص. 219